هفت میلیارد و اندی آدمی به کناری
و تو به کناری...............
چه نیرومند است قشون سرزمین چشمانت.....
و من فرهاد وار، سردار کمند زلفانت...................
((به دریا بنگرم دریا تو بینم به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنای تو بینم))
به هر کویی که نجوا می کنم .... پژواک نام تو جویم.................
سحرگاهان که با عشق نغمه زدم :((بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود))
هنوز در نبرد تاب گیسوان توبودم که باد صبا چنین حکایتم کرد:
((خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من، بی تو بسر نمی شود))
بهمن 1401

نوشته شده در ۱۴۰۱/۱۱/۰۳ ساعت 2:6 توسط : مهر | دسته :
((شب،سکوت، دریا.......))...ما را در سایت ((شب،سکوت، دریا.......)) دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 99